انجمن ضد زنان شلوغ حکایات و داستانها ی زیبا و پند آموز برای زنان و دختران آخرین مطالب
نويسندگان میدهیم. بهاره بزرگ زادگان از خلبانان جوان شرکت هواپیمای ماهان است.
نوجوانی و هزار امید و آرزو؛ بلندپروازی! از سن 13 سالگی به خلبانی علاقه داشتم، بعد از اینکه دیپلم گرفتم خانوادهام به من گفتند اگر یک خانم در شغل خلبانی دیدی به سراغ این حرفه برو. البته در آن زمان خانم بخشی درحال گذراندن دورههای آموزشی و خانم ده بزرگی هم استاد خلبان بودند و قبل از انقلاب هم چندین خانم به این حرفه مشغول بودند اما لایسنس نداشتند بنابراین اولین خانمی که در این حرفه لایسنس داشت خانم بخشی بود. به توصیه خانواده بچه خوبی شدم در رشته دیگر رشته الکترونیک دانشگاه آزاد تهران مرکز ادامه تحصیل دادم اما باز گوشه چشمی به این حرفه داشتم و بالاخره فهمیدم که به صورت آزاد امکان تحصیل در رشته خلبانی وجود دارد. البته باید هزینه میکردم و هیچ تضمینی برای آینده شغلی این رشته وجود نداشت. اما ریسک کردم و خانوادهام با وجود اینکه میدانستند خبری نمیشود حمایتم کردند.
از سال 78 از طریق مرکز آموزش علوم و فنون که اکنون متاسفانه چیزی از آن باقی نمانده است گذراندن دورههای آموزشی را شروع کردم.
خیر. در این رشته ادامه تحصیل دادم اما فقط شب قبل از امتحان درس میخواندم و به زور مدرک گرفتم، البته دو ترم بیشتر از درسم باقی نمانده بود.
سال 83 و 84 توانستم پرواز کنم، در آن زمان مدارس خصوصی باز نشده بود و مدارس نیمه دولتی بودند که دورههای آموزشی را برگزار میکردند. مدارک PPL ، CPL و INSTRUMENT را گرفتم و وارد بازار کار شدم.
خیلی مشکل بود. شرکتهای دولتی که اصلا استقبال نمیکردند، حتی ایران ایر گفت خانم برای چه آمدید. اما شرکتهای خصوصی و به ویژه شرکتهای نوپا تا حدودی استقبال میکردند. در آن زمان جذب شرکت هواپیمایی سفیران شدم و چندین ساعت با هواپیمای ایران 140 پرواز کردم، با همسرم هم آنجا آشنا شدم و سپس به تمام ایرلاینهای موجود برای کار سر زدیم. چه من که خانم بودم و چه ایشان که آقا بود. در نهایت به این نتیجه رسیدم که در این دوره زمانه واجبتر از آرزوی پرواز، یک لقمه نان است بنابراین تصمیم گرفتیم که معلم خلبانی شویم. البته بازهم هزینه کردیم و دورههای معلمی خلبانی را گذراندیم و وارد بوتیا ماهان، مدرسه خلبانی در کرمان که وابسته به ماهان بود شدیم و به دانشجوها آموزش میدادیم.
خیر. هم دورههای زمینی و هم هوایی. با هواپیماهای ملخی. دو سال پس از تدریس تقریبا در پاییز 88 وارد ماهان شدم.
9 دی 80 در کرمان بود. بعد از حدود 10 - 12 ساعت پرواز، معلم اجازه داد که تنها پرواز کنم. اول خیلی ترسیده بودم وارد باند که شدم میخواستم برگردم اما خجالت کشیدم. معلمی خیلی خاطرههای خوبی دارد.
زمانی که برای ناوبری میرفتیم یکی از شاگردانم دچار سانحه شد. در پرواز سولو معلم و شاگرد با هم نمیروند و یک جا نمینشینند. متاسفانه موتور هواپیمای ایشان دچار مشکل شد و نزدیکترین فرودگاه رفسنجان بود که برای تعمیر، تعداد زیادی کامیون در آن مستقر شده بودند و ماشینهای سنگین راهسازی هم روی باند بودند، تنها کاری که توانستیم بکنیم این بود که به ایشان گفتیم روی این باند بنشیند خوشبختانه با موفقیت، اول باند فرود آمد. امیدوارم هر جا که هست موفق باشد.
هواپیماهای بوتیا که با آنها پرواز میکردم بسیار خوب بودند. اما برخی از هواپیماهای شرکتهای دیگر که برای آموزش به کار گرفته میشوند حدود 30 الی 40 سال عمر میکنند.
بعد از انقلاب خانم ده بزرگی بودند که ظاهرا بازنشسته شدند و اکنون مدیر عامل یک شرکت هواپیمایی هستند. بعد از ایشان هم خانم بخشی بود که در ماهان فعال هستند. اما خانم شمس اولین خلبان خانمی هستند که وارد لاین شدند و چندین سال است که پرواز میکنند. خانم نوروزی هم در شرکت نفت هستند و با فوکر 100 میپرند.
فرق نمیکند؛ اصلا موضوع کمک و تنها پریدن نیست. ساعات پرواز باید به حدی برسد تا به مرحله کاپیتانی برسیم. البته باید امتحانی داده شود و اساتید تایید کنند.
من الان کمک خلبان هستم و حالا حالاها باید پرواز کنم.
اولین بار که با مسافران صحبت کردم خوششان آمد. اما خیلیها نمیدانند که اصلا خلبان خانم در ایران داریم و برخی دیگر هم نمیدانند که در سایر کشورهای دنیا چقدر خلبان خانم وجود دارد.
چند شب پیش در اینترنت جستوجو میکردم و متوجه شدم که خانمهای خلبان افغانستان درحال گذراندن دورههای مربوط به هواپیماهای جنگنده هستند و برایم بسیار جالب بود که 10 سال پیش با پوشیه ظاهر میشدند و اجازه بیرون آمدن از خانه نداشتند اما طی این مدت بسیار پیشرفت کردهاند. در پاکستان هم که شاید کشوری پایینتر از ما باشد خلبانهای زن با هواپیماهای جنگنده و مسافری کار میکنند اما متاسفانه ما هنوز بسیار راه داریم.
شرکتهای دولتی مثلا ایرانایر که سمبل هواپیمای ملی ایران است تمایلی به استفاده از خلبانان خانم ندارند.اما به اعتقاد من زنان ایران مانند زنان سایر کشورها باید اجازهی پیشرفت داشته باشند باید توجه کنیم که نصف جمعیت ایران را زنان تشکیل میدهند.
نمیدانم؛ اما اگر دوست دارند بیایند ولی همان طور که برای هیچ شغلی تضمینی وجود ندارد برای خلبانی هم تضمینی وجود ندارد. مثلا همین الان اگر کسی علاقهمند به خبرنگاری باشد شما میتوانید تضمین دهید به راحتی وارد ایسنا، ایران یا همشهری شود؟ برای هیچ شغلی تضمین نیست، اما اگر تلاش کنند میتوانند به جایی برسند. تعدادی از دوستان من بودند که کارشان بسیار خوب بود و بسیار خوب پرواز میکردند و در امتحانات برخی ایرلاینها رتبه برتر را کسب کردند اما متاسفانه جذب نشدند ولی من میخواستم هر طوری که شده خلبان شوم.
هر چه زودتر بهتر. سن خاصی وجود ندارد اما ایرلاینها ترجیح میدهند جوانانی که از 18سالگی وارد این کار شدهاند را جذب کنند اکنون ورودی ایران ایر زیر 28 سال است اما ایرلاینهای دیگر سقف سنی ندارند.
زمانی که تدریس میکردم گذراندن حدود 220 ساعت الزامی و هزینه هر ساعت حدود ساعتی 200 هزار تومان بود البته اکنون هزینهها باید بالا رفته باشد.
فکر نمیکنم. زیرا اکنون تمام دنیا با بحران کار روبرو است. در کشورهای دیگر هم خلبانانی جذب میشوند که با جت پریده باشند آن هم نه جتی که در ایران وجود دارد. مثلا اگر کسی با ایرباس 320 ،دو-سه هزار ساعت پرواز کرده باشد میتواند به عنوان کمک خلبان در ایرلاینهای خارجی جذب میشود. به هر حال در کشورهای دیگر چه خانم و چه آقا، کسی که با جت مدرن یک شرکت هواپیمایی ساعات مورد نیاز را پرواز کرده باشد جذب میشود.
نیروی خانم جذب نمیکنند اما دلیل آن را نمیدانم. البته اکنون ماهان دو خلبان خانم و شرکت هواپیمایی آسمان و نفت نیز هر کدام یک خلبان خانم دارند.
خیلی. دخترها وقتی که دیدند ورود به ایرلاینها سخت است برای دورههای آموزشی اقدام کردند و این گامی است برای ورود زنان به بخش هوایی، من هم از همین راه وارد شدم. پرواز با هواپیماهای ملخی حس و حال دیگر دارد.
حقوق معلمان خلبانی بسیار کم است. به طور مثال معلمی که هفت، هشت سال میپرد خسته و فرسوده شده و با اختلالات مربوط به گوش روبهرو میشود. بنابراین چیزی از او باقی نمیماند و متاسفانه پولی هم دست او را نگرفته است زیرا درآمدشان حدودا ساعتی 15 الی 20 هزار تومان است. این در حالی است که یک معلم نقاشی به یک بچه تدریس میکند بسیار بیشتر از این میزان را دریافت میکند. به عبارت دیگر معلمانی که با جانشان بازی میکنند و اگر یک بار موتور هواپیما با مشکل مواجه شود جانشان را از دست می دهند و در یک ساعت هفت الی هشت بار پرواز کرده و فرود میآیند این میزان حقوق دریافت میکنند. کما این که چندی پیش یکی از معلمهای خلبانی آقا دچار سانحه شد و فوت کرد. اما وضعیت صنفی خلبانهای جت بهتر است.
اوایل دورههای آموزشی ساعتی 20 هزار تومان بود اما در پایان به 80 هزار تومان رسیده بود. به علاوه پول مسافرخانه و هتل هم زیاد دادم در مجموع تقریبا 12 میلیون تومان هزینه کردم و پدرم یک خانه فروخت که هزینهی خلبان شدن مرا پرداخت کند.
در ایرلاینها نه. اما زمانی که آموزش می دادم این اتفاق افتاد. به سختی خودم را به باند رساندم.
دانشگاهها هم این رشته را دارند اما افرادی که میخواهند خلبان شوند باید در کمترین وقت و با کمترین هزینه دورهها را بگذارند و مدرک بگیرند، زیرا متقاضی کار خلبانی بسیار زیاد است و افراد باید سریع جذب کار شوند.
دانشگاه علمی کاربردی رشته خلبانی دارد، اما بسیاری از کسانی که جذب شدند، دورهها را در آموزشگاهها گذرانده بودند. PPL- Private Pilote lisence مدرکی است که برای پرواز با هواپیماهای شخصی که هنوز در کشور ما مرسوم نیست لازم است. اما در کشورهای غربی یک خانم خانهدار در صورتی که مدرک PPL داشته باشد می تواند با هواپیما سفر کوتاه داشته باشد. CPL - Commercial Pilote Lisence مدرک تخصصی و IR - INSTRUMENT RATTING برای معلمین و ورودبه لاین لازم است.
هیچ چیز قابل پیش بینی نیست. اما فکر میکنم تعداد خانمها بیشتر میشود اما نه مثل رشته معلمی که تعداد زنان در آن زیاد است. از شرایط سختی که برای خانمها وجود دارد ناراحت هستم.
احساس میکنم که خیلی خوش شانسم.
برخوردشان خیلی خوب است و خیلی کمکم کردهاند بسیاری از اساتیدم در مورد اشتباه یک مرد با جدیت برخورد میکنند اما با ملاحظه بیشتری به من گوشزد میکنند. از شرایطم بسیار راضی هستم.
این دو مانند دو بال یک پرنده هستند. بدون هم نمیتوانند کارشان را انجام بدهند که اگر آنها کار نکنند هواپیمایی تعطیل است. حتی مهماندارها نقش بسیار مهمی دارند به عبارت دیگر همه باید با هم کار کنیم تا پرواز به خوبی انجام شود.
این درست است؛ اما در مورد توپولوفهایی که از رده خارج شدند بسیاری از اساتیدم که خلبان توپولوف بودند گفتند هواپیماهای بسیار خوبی است اگر هر توپولوفی در ایران سانحه داد به دلیل اشتباه خلبان بود نه به دلیل خود توپولوف این را اساتید من میگفتند که معلم توپولوف بودند. توپولوف هواپیمای بسیار خوبی است و حتی از MDهای موجود بهتر است.
میزان دقیق را نمی دانم اما بیشترین دلیل وقوع سوانح در کل دنیا به خطای انسانی بر میگردد که می تواند مربوط به خلبان و یا کادر برج مراقبت باشد.
در بیشتر مسیرهای داخلی که ماهان پرواز دارد. چندین بار هم هم برای حاجی بری به جده و مدینه پرواز به جده پرواز داشتهام. پرواز در مسیرهای مختلف به نوع هواپیما بستگی دارد؛ من اکنون با ایرباس 300 پرواز میکنم. خودشان را دست كم نگيرند. موضوعات پیوندهای روزانه
پيوندها
|
|||||||||||||||||
![]() |